السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

453

تفسير الميزان ( فارسي )

تدريج حيوانى يا نباتى مثل خود شود و معلوم است كه چنين چيزى در مورد خداى تعالى متصور نيست و عقل آن را به سه دليل محال مىداند ، اول اينكه شرط اول توليد مثل ، داشتن جسمى مادى است و خداى خالق ماده ، منزه است از اينكه خودش مادى باشد ، و قهرا وقتى مادى نبود لوازم ماديت كه جامع همه آنها احتياج است نيز ندارد ، پس نياز به حركت و تدريج و زمان و مكان و غير ذلك ندارد . دليل دوم اينكه الوهيت و ربوبيت خداى سبحان مطلقه است و به خاطر همين اطلاق در الوهيت و ربوبيتش ، قيوميت مطلقه نسبت به ما سواى خود دارد و در نتيجه ما سواى خدا در هست شدن و در داشتن لوازم هستى نيازمند به او است و وجودش قائم به او است ، چون او قيوم وى است ، با اين حال چگونه ممكن است چيزى فرض شود كه در عين اينكه ماسواى او و در تحت قيوميت او است ، در نوعيت مماثل او باشد ؟ و در عين اينكه گفتيم ماسواى او محتاج او است ، اين موجود فرضى مستقل از او و قائم به ذات خود باشد و تمام خصوصيتها كه در ذات و صفات و احكام خدا هست در او نيز باشد ؟ بدون اينكه از او گرفته باشد . دليل سوم اينكه اگر زاد و ولد را در خداى تعالى جائز بشماريم ، لازمه اش اين است كه فعل تدريجى را هم در مورد او ( كه متعالى از آن است ) جائز بدانيم و جائز دانستن آن مستلزم آن است كه خداى تعالى هم داخل در چهارچوب ناموس ماده و حركت در آيد و اين خلف فرض و محال است ، چون ما او را خارج از اين چهارچوب و فاعل و پديد آورنده آن فرض كرديم ، بلكه خداى تعالى آنچه مىكند به اراده و مشيت خود مىكند و مشيت او براى تحقق خواسته اش كافى مىباشد و نيازمند به مهلت و تدريج نيست . اين همان بيانى است كه از آيه : « وَقالُوا اتَّخَذَ اللَّه وَلَداً سُبْحانَه بَلْ لَه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَه قانِتُونَ بَدِيعُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ، وَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَه كُنْ فَيَكُونُ » « 1 » ، افاده اش مىكند ، چون مىفرمايد : كفار گفتند : خدا فرزند گرفته و خدا منزه از آن است بلكه ملك همه آنچه در آسمانها و زمين است از آن او ( و او قيوم آنها است ) ، همه آنها در برابرش خاضع هستند و او آفريدگار بدون الگوى آسمانها و زمين است ، او وقتى بخواهد كارى بكند و بخواهد چيزى بوجود آورد ، فقط كافى است بگويد « باش » و آن موجود بدون درنگ ، و تدريج موجود شود . و به بيانى كه ما كرديم كلمه « سبحانه » به تنهايى يك برهان است كه همان نزاهتش

--> ( 1 ) « سوره بقره ، آيه 117 » .